مؤلف مجهول

45

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

سليمان عليه السّلام از وى غايب شدى او آن را مىپرستيدى به جاى بتى ، تا بدان جاى رسيد كه كنيزكان خويش را نيز بر پرستش آن بت خواندن گرفت . آن خبر بيرون افتاد ، و گفت‌گويى پديد آمد كه اندر خانه‌ى سليمان مى بت پرستند ، و سليمان را ازين آگاهى نيست و مرو را وزيرى بود ، آصف بن برخياى ابن شمعيا كه از بزرگان بنى اسرايل بود و اندر علم و حكمت و عبادت « 1 » و زهادت « 2 » و مرد پاىگاه‌دار بود . اين خبر به دو [ 35 ] رسيد ، از حشمت سليمان عليه السّلام اين سخون با وى به مشافهه نتوانست گفت « 3 » ، حيلتى بسازيد ، و آمد به نزد سليمان ، گفت : بدان كه من پير گشتم و عمر من به آخر رسيد خواهم كه يكى مجلسى كنم ، و خدايرا عز و جل و انبياى او را عليهم السّلام ثنا گويم و سيرتهاى ايشان پيش بنى اسرايل ياد كنم ، تا از من يادگارى ماند . سليمان عليه السّلام او را « 4 » دستورى داد و روزى وعده نهادند و بنى اسرايل جمله شدند و سليمان عليه السّلام حاضر آمد . پس منبرى بنهادند و آصف بر آنجا برآمد . خداوند را تعالى چنان كه سزا بود ثنا و حمد گفت . پس از آدم گرفت عليه السّلام هرپيامبرى را يگان‌يگان همى ستود و شمايل ايشان از روزگار كودكى تا به وقت پيرى ياد مىكرد . چون به سليمان عليه السّلام برسيد و آن پارساييهاى او را و عبادتهاى او را كه اندر ايام كودكى كرده بود ياد كرد و اندر ايام بزرگيش هيچ ياد نكرد ، مردمان عامه آن

--> ( 1 ) . اصل : عبادة . ( 2 ) . در اينجا ظاهرا افتادگى دارد و شايد : « و اندر علم و حكمت و عبادت و زهادت ، مرد پاىگاه‌دار بود » . ( 3 ) . اصل : گفت و گفت ، به قياس معنى درست شد . ( 4 ) . با خط ديگر بالاى سطر : بدان .